تو آن ابر سیه پوشی که باران در بغل دارد
و با دشت دلم قهرست  یا دائم  جدل دارد

گذشتن از تو دشوار است یا ماندن؟ نمی دانم
زبان تلخی و چشمان تو کندوی عسل دارد

منم صیاد در دام غزال تیزپا! حتی
سکوت و خنده ها و گریه ام، عکس العمل دارد

به دنیا اعتباری نیست اما عشق پابرجاست 
سرشت آدمی این تحفه از روز ازل دارد

ته امروز و فردا کردن عاشق پشمانی است
نمی فهمی چرا ؟ دنیای آدم ها اجل دارد...

قرار بی قراری های هم باشیم، دست ما
توان خلق عشقی برتر از تاج محل دارد

خمار خنده های زندگی بخشیم و این دنیا
بدهکاری به ما یک چای با طعم غزل دارد
#محمدجواد_منوچهری