رفته ای تا که بخوابد سر جا تاب و تبم

رفته ای تا که بخوابد سر جا تاب و تبم
یا بیفتد مثلا نام تو از روی لبم
 
بی تو احوال دلم خوب اگر بردارد
خاطراتت لگد از روی گلوی عصبم
 
خسته ام ،کاش بترکد به سلامت  بغضی 
که گره خورده پس از رفتن تو با غضبم
 
دوستت داشتم و دارم و از عشق زیاد...
لعن و نفرین تو شد نافله ی روز و شبم
 
تو دعایت شده خوشبختی من ،اما من
از خداوند فقط مرگ تو را می طلبم...
 
#محمدجوادمنوچهری

قسمت دادم ونامرد قسم خوردی تو...

بی وفا،پست،خدای هوس و اُردی تو
عاشق خیره سرت را چه بد آزردی تو
 
اختیارت که به دست دگران بود چرا
دائم از عشق سخن گفتی و دل بردی تو!!!؟
 
بر سر ماندن دل ،پای غم و غصه ی عشق
قسمت دادم و نامرد قسم خوردی تو!!!
 
دل به طوفان زدم و ریخت به هم زندگی ام
ناگهان محو شدی وقت عمل مردی تو...
 
تا به دست آورمت با همه کس جنگیدم
نقشه ات باختنم بود،کلک بردی تو
 
رفته ای بی من و روزی همه جا می پیچد 
آه مظلوم  اثر کرده، زمین خوردی تو...
 
#محمدجوادمنوچهری