باز پا خورده دلم، تک زده پاتک دیده 
بین رویای خوشش پا شده بختک دیده
 
هر کلک بسته که دیوانه به عشقش برسد
نگرفته است و ته معرکه شکلک دیده
 
آشنایی شده سبز و وسط صحبت عشق
هرم لبهاش به روی لب من حک دیده
 
پدر عشق بسوزد که به دستِ پدرش
باز هم صورت معشوقه ی من چَک دیده...
 
درب و داغانم و ماسیده به لب ،لبخندم
مثل مردی که شب جمعه زنش لک دیده...
 
نه نگویید غزلواره ی من منشوریست!!!
سقط شد، باز کسی حسرت کودک دیده
#محمد_جواد_منوچهری