منم تکیده درختی که حس و حال ندارد
شنیده قصه ی دلداده ها وصال ندارد

پناه گاه کلاغان و سار هایم  و دلخوش 
که هرچه هست در این غم سرا، شغال ندارد

هرآنکه آمده سهمی ز دل ربوده پریده
نه محض دلخوشیم ،آنکه مانده بال ندارد

نگاه و  قبله ام آبادی است و پای لجوجم
 ز باغ کهنه شبی دل کَنَد ، خیال ندارد

تو را ز ریشه  کشیدند و سوی دهکده بردند
پس از تو حال دلم مهربان سوال ندارد

دوباره سبز و پر از شور و شوق می شود این باغ
هوای عشق که در سر رَود محال ندارد

منم تکیده درختی رها که رفته ام از یاد
دوباره دیدن روی تو احتمال نه دارد
#محمدجواد_منوچهری